غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
128
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
نگردد و چون استبداد و استقلال بوقا از نهج اعتدال تجاوز نمود ارغون خان را از سلطنت جز نامى نماند آتش رشك و حسد در باطن ساير امراء و اركان دولت در التهاب و اشتعال آمده آغاز رنگآميزى و فتنهانگيزى كردند اما با وجود جنبهء لطف و عنايت ارغونى نيز تدبير ايشان بهدف مراد نميرسيد لاجرم بمدارا و مواسا اوقات ميگذرانيدند و سر در گريبان تفكر فرو برده خون جگر ميخوردند و منتهز فرصت ميبودند در خلال اين احوال كوكب طالع سعد الدوله يهود باوج تقرب و نيابت صعود نموده و سپهر غدار چنان كه عادت اوست در استرداد مواهبى كه ببوقا جنگسانك داده بود سعى فرمود تبيين اين مقال و تفصيل اين اجمال آنكه سعد الدوله كه ولد صفى الدوله هبته اللّه بن مهذب الدوله ابهرى بود و متابعت ملت موسوى مينمود در زمان ارغون خان خود را داخل اطباء ايلخانى ساخته در دار السلام بغداد رحل اقامت انداخت و با ترك و تازيك هربلاد و ديار آغاز اختلاط و انبساط كرده بهمهء لغات دانا شد و بر حقيقت حال عمال و متصرفان اموال بغداد و تصرفات و تقصيرات ايشان اطلاع حاصل فرمود در آن اثنا جمعى از همكيشان او كه پيوسته ملازمت آستان ارغون خان مينمودند فرصت يافته بعرض رسانيدند كه سعد الدوله در خطهء بغداد است در دامان فراغت استوار گردانيده و خدمت درگاه عالم پناه را پشتپا زده چون او نيز باخذ علوفه و انعام حذام بارگاه سپهر احتشام مبادرت مينمايد بايد كه مانند ما صبح و شام در خدمت بوده در سفر و حضر از اردوى همايون غيبت نفرمايد اين سعايت سعى در تحصيل آمال سعد الدوله گشته بموجب فرمان ارغو خان ملازمت درگاه عالم پناه اختيار كرد بيت هر نيك و بدى كه درشمار است * تا در نگرى صلاح كار است و بحسب اتفاق هم دران اوقات پادشاه مريض شده سعد الدوله در معالجه شرايط اهتمام بجاى آورد و ارغون را مسهلى داده نافع افتاد و ازدياد مرض روى در انحطاط نهاد و در ايام نقاهت روزى ارغون خان حكايتى كه دافع ملالت تواند بود از سعد الدوله استنطاق نمود و چون او ميل خاطر ايلخان را بجمع آوردن اموال فراون معلوم داشت صورت اتلاف و اسراف نواب و كتاب هربلاد و ديار خصوصا خطهء بغداد بقرار دلپذير بر لوح ضمير ارغون خان نگاشت و گفت تمامت اموال مملكت را بوقا و خويشان او به قبضهء تصرف درمىآرند و جهة خزانهء عامره پادشاه چيزى معتديه در هيچجا نميگذارند و آروق كه برادر اوست در خطهء بغداد ابواب ظلم و تعدى بر روى رعيت گشاده و در آنولايت صورت عدل و رفاهيت مانند روتق مهم اهل هنر در كموكاست افتاده نظم گشاده بر خلايق دست بيداد * ز دست ظلم او عالم بفرياد بچرخ از نالهء بيدادش آهنگ * نه بارش قامت مظلوم و چون چنگ بنابرين مقدمه حكم شد كه سعد الدوله در مصاحبت اردوقيا و بيان شكورچى به طرف بغداد توجه نمايد و در تحصيل اموال و تحقيق احوال عمال و استخراج وجوه ديوانى و دفع ويرانى اهتمام تمام فرمايد و سعد الدوله باتفاق مشار اليهما فى اواخر سنهء ست و ثمانين و ستمائه بدار السلام رفته در مدت اندك اموال بسيار از بقاياى سال گذشته و متوجهات سال نو فراهم آورد و بجانب اردو